ما بین این شلوغ پلوغی با یک متن عربی هفتاد ذراعی (بل طویل تر) مواجه شده ام. بعد از چاق سلامتی ایشان امر می کنند که بنده را ترجمه نما! آخه چراآآآ؟







پ.ن: وسط کلی کار همیشه باید یک ضدحال باشد. یک وقت گیر عظمی.





+ چقدر خوشحال شدم برای چاپ شدن کتاب آرزوهای نجیب. خیلییییی. انگار کتاب من قرار است چاپ بشود.



منبع اصلی مطلب : خیالِ تنیده
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سبد بلاگ : چرا آخه؟